ملکه ی زیباوغمگین
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 14:06
پاییز ملکه ی زیباوغمگینی ست xa0 پشت پنجره ی قصردلتنگی ها... که غروب ها باشهادت هربرگ شمعی روشن می کند به یادمعشوقه اش که یک روزبه سفررفت وهیچوقت برنگشت... دنیاغلامی
غروب های پاییز
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 15:59
xa0 ساعت هارابه عقب می کشند امشب یک ساعت بیشتر می فهمم که نیستی .... تنهایی ام بغض می کند می خندد روی خرده شیشه هامی ایستد... شهریور می میرد ودخترش پاییز متولدمی شود... دختری که هیچوقت مادرش راندیده غروب های سختی خواهدداشت ... دنیاغلامی
مهر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 20:29
xa0مهر سرشار از یاد سبز همکلاسی هاستماه تولدآبی ترین دوستی هاباسبدی پرازنارنج وشعر مهر ، لبخند نوعروس زیبایی ستکه پیراهنی ازبرگ های نارنجی می پوشد می رقصدو چشم هایشنگاتیوی ازدریاست.. دنیاغلامی xa0 xa0 xa0
تنهایی سرخ
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:29
xa0ثانیه های آخرشهریوراست برگ هاپرازاضطراب افتادن هستند درحیاط خلوت رویاهایم نشسته ام تنهاییم طعم یک سیب سرخ می دهد من وپله ها هرروزنبودنت راگریه می کنیم زودبرگرد.... دنیاغلامی
درنا
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:29
درخلیج سبزچشمانت لنجی ست که دربندرآبی خاطراتم همیشه دررفت وآمداست ... وشانه هایت جزیره ایxa0 که روی آن درنایی خسته خواب کوچ می بیند.. ودستانت ... دستانت پرازاکتشافxa0 مهربانیxa0 ست .. دنیاغلامی xa0 xa0 xa0 xa0
لبخندانار
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:04
پاییز زن دل شکسته ای است xa0بابغضی نارنجی برگ هارابدرقه می کندو به لبخندانارسلام می دهد.. دنیاغلامی
چشم های ابری
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:03
پاییزی ترین چشم ها آز آن توست پشت پلک هایت یک آسمان ابریست همیشه ... دنیاغلامی
مرگ تدریجی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:02
تنهایی بریده شدن شاهرگ احساسم است باتیغ کندغم نیامدنت دردداردمی فهمی ؟ دلتنگی مرگی تدریجی ست ... دنیاغلامی
تبعید
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:01
امروزرکه بااشک هایم روزهای نبودنت راحساب می کردم دلم برای سادگی زنانه ام سوخت چه قدرروی قول های مردانه ات حساب می کردم ... بازسیب خوردم تاتبعیدشوم خداکاش برگردم ... xa0 دنیاغلامی xa0 xa0
اتفاق خیس نارنجی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:00
xa0 همسایه دیواربه دیوارپاییزاست خرمالویی کال پراز ترس نرسیدن خوشه ای انگور پرازدلهره ی چیدن یک اتفاق خیس نارنجی استxa0 شهریور مثل گریه وسط خندیدن یک شعرناتمام است مثل منxa0 پرازبغض تاهمیشه توراندیدن ... دنیاغلامی xa0 xa0
مرگ شاعرانه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 8:00
xa0 وقتی تونیستی تولد همان مرگ است فقط کمی شاعرانه تر.. وشمعهاهنوزشعرند باسطرهای خیس کلافه تر... xa0 ومن ..... بدون توxa0 سال هاست کهxa0 منxa0 نیستم درغم سنگین نبودنت مرده ام ... xa0 دنیاغلامی xa0
گلدان حسن یوسف
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:59
وقتی برگشتی حال مرا از دیوار اتاقم بپرس xa0که هرشب تاصبح xa0با اودردودل می کنم ... xa0 حواست به گل های بالکن باشد منxa0 دلتنگی هایم را درگلدان حسن یوسف دفن می کنم ... xa0 دنیاغلامی
لاک سیاه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:58
زن ها خنده ها گریه ها خستگی ها تنهایی ها و بی قراری هایشان را را لاک می زنند... حالا به زنی فکرکن که سال هاست لاک سیاه می زند... دنیاغلامی xa0
بهانه ی دنباله دار
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:57
زیر صاعقه ی ناگهانی سکوتاحساسم ترک برداشته با من حرف بزنای بهانه ی دنباله داربرگ خسته ...طاقت دو پاییز را ندارد... دنیاغلامی xa0
طعم یک سیب درصبح بارانی
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 7:56
پنجره پلک هایش رابازمی کند اتاقم پرازعطرپاییزمی شود... بوسه های قلم به روی کاغذ طعم یک سیب درصبح بارانیxa0 ست ... آه....از شنبه های بی تو کهxa0 گیج تنهایی ست .. دنیاغلامی